مهندسي نگهداري و تعميرات Maintenance With Me |
رد یک نظریه!
پیش از طرح مساله و رد نظریه ای که در رابطه با آن وجود دارد، به یک تعریف اشاره می نمایم:
تعریف سیستم: مجموعه ای از عناصر (اجزاء) که برای یک هدف واحد و مشخص بکار گرفته می شوند.
این تعریف به سادگی ارتباط همکاری اجزاء در جهت یک هدف مشترک را نشان می دهد و این عناصر و اجزا با یکدیگر یک مجموعه را می سازند که این مجموعه برای مثال می تواند یک ماشین باشد.
نظریه: بارها این نظریه اشتباه را شنیده ام که با سرویس و نگهداری مناسب یک ماشین، دیگر استهلاک مفهوم و معنایی ندارد. این نظریه خصوصا از سوی صنایع هواپیمایی کشور در خصوص هواپیماهایی باطول عمر بالا عنوان می گردد.
این نظریه مردود است و همچنان که از تعریف سیستم بر می آید، همه عناصر و اجزاء در رسیدن به هدف، برای مثال یک پرواز موفق و بی نقص برای هواپیما موثر هستند و کل مجموعه نیز یک طول عمر مشخص دارد، به معنی آنکه این همکاری بین اجزاء نیز داری طول و دوره ای مشخص است و با گذشت این طول عمر دیگر نمی توان از سیستم انتظار داشت هدف مجموعه به مانند طول دوره عمر مفید تامین نماید.
اگر قطعات و عناطر بسیار زیادی نیز از مجموعه تعویض گردد باز مجموعه ای که عمر مفیدش پایان یافته، قابلیت اطمینان کافی را ندارد، هر چند که برخی از اجزاء آن تعویض شده باشند.
این مساله در صنایع هواپیمایی اهمیت دوچندان می یابد، چرا که در زمان پرواز عدم، هماهنگی حتی یک اهرم کوچک باعث خطرات بزرگ برای کل مجموعه در آن شرائط بهره برداری و نیز مساله جان سرنشینان است.
در پایان توجه شما را به یک مثال ساده جلب می نمایم، عمر مفید یک اتومبیل قاعدتاً 5 سال است، یعنی 5 سال با شرائط و کارایی خوب می توانید از یک اتومبیل استفاده نمایید ولی همه به خوبی می دانیم که یک اتومبیل هر چه از عمر 5 ساله اش می گذرد با خرابی های بیشتر روبرو بوده و به دفعات بیشتری ما را وادار به مراجعه به تعمیرگاه می کند. حتی اگر سرویس و نگهداری شده باشد و قطعات بسیاری هم تعویض کرده باشید.
فکر می کنم قضیه استهلاک و ارزش اسقاط که در مباحث صنعتی نیز منظور می شوند، به درستی در نظر گرفته شده اند.

شرقی و غربی
چند روز پیش در یک مرکز خرید توجه ام به تفاوتهایی جلب شد که برایم جالب بود، به دلیل تنوع ملیتها، همه نوع آدم را می توان دید.
یک دختربچه فرانسوی به حالت قهر روی زمین نشسته بود و برای اعتراض پاهای خود را به زمین می کوبید. از این صحنه ها که مثلا کودکی چیزی می خواهد و پدر یا مادرش برایش نمی خرند در ایران زیاد دیده بودم ولی خاتمه اعتصاب این دختر فرانسوی برایم جالب بود، مادرش برای چند دقیقه ای کنارش نشسست و مدتی با او صحبت کرد و بعد دخترک بلند شد و دست در دست مادر به راهش ادامه داد. در ایران و کشورهای جهان سوم بیشتر دیده بودم که عاقبت کار به یکی دو ضربه کتک به بچه ختم می شود.خوب شاید گفتگو و یا اعمال خشونت هر دو برای این موضوع راه حل هایی باشند، البته اندکی متفاوت!!
در مراکز خرید، شرقی ها و ایرانیها معمولا همه اعضاء خانواده با هم حرکت می کنند و بچه ها که البته اگر بتوان اعضاء خانواده تا 24 و 25 سال را هم بچه های خانواده نامید در کنار بزرگترها می مانند. ولی در میان غربی ها و اروپايي ها چنین صحنه هایی دیده نمی شود در عوض بجه های غربی از همان سنین نوجوانی تنها یا بیشتر با دوستانشان بیرون می روند و یا اگر با خانواده بروند، در نهایت بدون آنها به خانه باز می گردند.
افراد زیادی را دیده ام که از سنین جوانی کار و حرفه ای را دنبال کرده اند که هیچ سنخیتی با حرفه والدین آنها نداشته و یک نوع حس استقلال و اعتماد به نفس در آنها وجود دارد. این مشاهدات بیشتر در افراد غربی بوده، در میان شرقی ها بسیار مرسوم است که والدین برای کار فرزندان خود به این سو و آن سو سفارش می کنند.
فرهنگها همه دو سویه هستند، هم در میان ساختارشان چیزهای خوب پیدا می شود و هو چیزهای بد، به هر حال آشنایی با سایر فرهنگها با چشمان باز می تواند مفید باشد.
کابرد شاخص MTBF
در مطالب گذشته قسمت عمده بحث پیروامون تعریف و نحوه محاسبه شاخص MTBF بود، در این مطلب، سعی بر آن خواهم داشت تا به کاربرد شاخص MTB بپردازم.
همانگونه که می دانید فعالیتهای نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه و اصلاحی فعالیتهایی مفید و تضمین کننده کارکرد پیوسته و بدون نقص ماشین می باشند. فعالیتهایی همچون سرویس های دوره ای، تمیزکاری، روانکاری و یا تعمیرات اصلاحی مانند تنطیم یا آچارکشی از این جمله اند که ممکن است در حین چنین عملیات هایی نیاز به توقف ماشین نیز پیش آید. در محاسبه شاخص MTBF منظور از تعداد خرابی، خرابی های ماشین است که اضطراری و پیش بینی نشده رخ داده اند و زمان های توقف دستگاه و عملیات های پیشگیرانه اشاره شده، از محاسبه خارج می گردند.
حال شما با محاسبه شاخص MTBF نسبت به یک ماشین و یا یک مجموعه متوجه خواهید شد که در رابطه با این ماشین متوسط فاصله زمانی خرابی چه مقدار است و به عبارتی اگر همین رویه ادامه یابد پس از چه مدت زمان باید انتظار خرابی بعدی را داشت.
"هیچگاه هدف بزرگ نگهداری و تعمیرات را که عبارت از حصول شرائط صفر درصد خرابی است را از یاد نبرید!"
محاسبه شاخص MTBF آنگاه ارزش و کاربرد می یابد که شما بطور پیوسته در مقاطعی از زمان این شاخص را محاسبه و تحلیل نمایید. اگر با محاسبه و مقایسه مقادیر این شاخص متوجه شدید که متوسط زمان خرابی دستگاه رو به کاهش است، بدتر شدن شرائط و وضعیت دستگاه را نشان می دهد و باید به بررسی علل آن پرداخت. برای مثال آیا استهلاک دستگاه علت این امر است؟ آیا سرویس و نگهداری نامناسب یا مثلا واگذاری اپراتوری ماشین به یک اپراتور جدید که در بهره بهرداری از ماشین تبحر کافی را ندارد؟ و ....
در ابتدا به یافتن و تحلیل علل مشکل و سپس به یافتن راهکار (تعویض دستگاه در صورت استهلاک زیاد یا آموزش نحوه بهره برداری صحیح به اپراتور جدید و .....) بپردازید. در مقطع زمانی دیگری در آینده به اندازه گیری شاخص MTBF بپردازید، در آن زمان مقایسه نتایج این شاخص به شما تحلیل مناسبی از وضعیت ماشین خواهد داد و میزان اثربخشی راهکار شما روشن می کند.
در پایان به جدولی اشاره می نمایم که یکی از دوستان در قالب پرسش برایم ارسال نموده ، و به نوعی جواب آن در متن بالا نهفته است. در این جدول در 5 وضعیت مختلف ساعات کارکرد و ساعت خرابی دستگاه بگونه ای تنظیم شده که نتیجه شاخص MTBF برای همه وضعیت ها یکسان حاصل می شود، ولی برای مثال در یک وضعیت، دستگاه مدت زمانی طولانی بدون نقص کار کرده و در انتهای دوره زمانی در فواصل کوتاه مکرراً دچار نقص و خرابی شده و وضعیت دیگر نقص و خرابی مکرر و در فواصل کوتاه را در ابتدای دوره را نشان می دهد و دوره طولانی پایانی خرابی رخ نداده.
** به هر حال آنچه در محاسبه این شاخص ارزشمند و کاربردی است، مقایسه آن با مقادیر قبلی محاسبه شده این شاخص برای ماشین و تحلیل وضعیت ماشین بر اساس آن می باشد.
با توجه به پرسشها در رابطه با شاخص "متوسط زمان بین خرابی ماشینMTBF " و موضوعیت این شاخص جهت برخی تحقیق ها و بررسی ها، سعی خواهم نمود در پست های جدید به این موضوع بصورت متمرکزتری بپردازم. در ابتدا به مرور مطالب قبلی در همین رابطه می پردازیم:
مطلب زیر مهرماه 87، در همین وبلاگ منتشر شده است:
اصلاح یک رابطه!
MTBF
چندیست که با تمرکز بر این مقوله سعی در بهبود روابط در این شاخص داشته ام، با بررسی رابطه ی موجود که بیان کننده ی نسبتی است میان فاصله زمانی سپری شده از اولین کارکرد ماشین تا کنون و تعداد دفعات رخداد خرابی
MTBF = (current date - date of first production) / (no. of failures) a
متوسط زمانی بین فواصل خرابی ماشین = فاصله ی زمانی بین تاریخ اولین کارکرد ماشین تا کنون / تعداد دفعات رخداد خرابی برای ماشین
می توان دریافت که نقصی در این رابطه وجود دارد که باعث خطای نتیجه می گردد. این رابطه بدون در نظر گرفتن مدت زمانی که ماشین خارج از عملیات است و تنها بر اساس در نظر گرفتن فاصله ی سپری شده ی تقویمی در پی نتیجه و ارزیابی است. تصور کنید که ماشینی به مدت چند ماه به دلیل عدم برنامه ریزی عملیاتی و عدم نیاز، خارج از عملکرد بوده است که قاعدتا در این مدت بیکاری دستگاه، خرابی هم بوجود نخواهد آمد(به استثنا خرابیهای ناشی از خواب دستگاه مانند دشارژ شدن یا خرابی باطری) ولی به راحتی می توان تاثیر این فاصله ی زمانی در نتیجه شاخص MTBF (افزایش غیر واقعی) را ملاحظه نمود.
**رابطه اصلاح شده برای شاخص MTBF :
"متوسط زمانی بین فواصل خرابی ماشین = (مدت زمان سپری شده بین اولین تاریخ کارکرد ماشین تا کنون – مدت زمان بیکاری ماشین – مدت زمان توقف ماشین برای تعمیرات) / تعداد دفعات رخداد خرابی برای ماشین "
شاخص اصلاح شده ی MTBF بیان می کند که در طول دوره ی استقرار و بهره برداری ماشین به طور متوسط در ازاء چه مقدار ساعات کارکرد واقعی ماشین، خرابی رخ داده است.
هر چه میزان این شاخص بیشتر شود بیانگر آن خواهد که ماشین به سوی ساعات عملیاتی بیشتر و خرابی کمتر پیش می رود. البته این شاخص در مقاطعی به دلیل استهلاگ و فرسودگی ماشین می تواند سیر نزولی اجتناب ناپذیر یابد.به هر حال از آنجا که هر معلولی منتسب به علتی است با بررسی علل می توان به تدوین راهکار مناسب و مقتضی پرداخت. برای مثال در این حالت شاید تعویض ماشین بتواند یک راهکار باشد اگر نتایج بررسی ها نشان دهد که هزینه های سرویس و نگهداری و تعمیرات ماشین از هزینه جایگزینی ماشین فراتر است.
مطالب دیگر:
مقاله: رویکردی جدید در محاسبه شاخص MTBF
مطلبی دیگر در رابطه با شاخص MTBF
بعد ازمحاسبه شاخص MTBF ، چه کاری باید انجام دهیم ؟
بکارگیری شاخص متوسط زمان بین دو خرابی جهت تعیین دوره مطلوب فعالیت های نت اشتباه است
فرمول مناسب برای محاسبه شاخص MTBF ) Mean Time Between Failures )

یک روز یکی از دوستان هنرمند که در فعالیتهای نمایش و تئاتر حضور داشت به مطلبی اشاره می کرد که برایم جالب بود. ایشان می گفت که نمی دانم این چه علاقه شدیدی است میان ما ایرانیان که می خواهیم همه ی کارها را خود انجام دهیم. مثلا در بحث نمایش، یک نفر نمایشنامه را می نویسد بعد تصمیم می گیرد خودش اجرای نمایشنامه را کارگردانی کند، در رابطه با دکور صحنه و نورپردازی هم نظرات مفصلی می دهد و بعد بازی یکی از نقش ها را هم به عهده می گیرد. یعنی هم نمایشنامه نویس است هم کارگردان و هم بازیگر و هم .....
خوب مشخص است که نتیجه کار هم چه و با چه کیفیتی از آب در می آید!
برخلاف ذاعقه ما ایرانیها، امروزه در دنیا به هر کاری بصورت کاملاً تخصصی و حرفه ای نگاه می شود. مثلاً یک نمایشنامه نویس، حرفه و تخصصش نمایشنامه نویسی است و او پس از خلق اثر ترجیح می دهد اجرا را به دست کارگردانی بسپارد که بصورت تخصصی کارگردان نمایش است، بقیه وظائف گروه هم به همین صورت،در چنین شرائطی است که نیجه کار در مطلوب ترین حالت خود قرار می گیرد.
حال این نکته قابل توجه است که این ذاعقه و خواست فرهنگی ما به تفکرات سیستمیمان نیز سرایت کرده. مثلا از یک سیستم مکانیزه در سازمان خود انتظار داریم که از امور مالی و اتوماسیون اداری را شامل گردد تا مانیتورینگ و پایش رفتار ماشین آلات و تا مباحثی چون نگهداری و تعمیرات بر اساس قابلیت اطمینان و آنالیزهای نت همه را با هم!
تخصصی بودن سیستم ها می تواند یک امتیاز محسوب گردد.
تاکیدی دوباره بر اهمیت پشتیبانی:
هنگام تهیه چارت نیروی انسانی برای سازمان با واقعیتی درگیر می شویم که شاید تا پیش از آن، اینقدر ملموس به نظر نمی رسید. در تشکیلات نظامی معروف است که بیش از سه برابر نفرات مستقیمی که در نبردها شرکت دارند، پشتیبانی و لجستیک وجود دارد. این نظریه در صنایع و واحد های تولیدی نیز پدیدار می گردد.
"شما درحالیکه این تعداد نفرات نیروی مستقیم را برای تولید که مهمترین فعالیت شرکت است را در چارت سازمانی در نظر گرفته اید چند برابر آن را برای سایر بخشها گذاشته اید؟! این نشان از آن است که اشکالی در کار است یا طراحان چارت اهداف دیگری دارند!"
این می تواند نظر یکی از مدیران ارشد یا اعضاء هیئت مدیره سازمان بدون اشراف کافی بر نیازمندی های صنایع تولیدی باشد.
در این هنگام نکات زیر، از جمله نکاتی خواهد بود که توجه به آنها لازم می گردد:
- امروزه با ارتقا تکنولوژیکی خطوط تولید از سیستم های غیر مکانیزه یا نیمه مکانیزه به سیستم های کاملاً مکانیزه، نقش اپراتورهای مسقیم تولیدی خاص تر، تعداد آنها کمتر و نقش نیروی های پشتیبانی کننده ماشین ها و خطوط تولید فزون تر شده است.
- از سوی دیگر وجود سیستم های مکانیزه رایانه ای به معنی خذف عامل انسانی نیست، برای مثال تجهیز انبار یا امور مالی به سیستم مکانیزه به مفهوم حذف پرسنل آنها نخواهد بود.
- با مکانیزه شدن خطوط تولید، نقش و ويژگی واحدهای فنی و نگهداری و تعمیراتی متفاوت تر و عمده تر شده است.
- وجود واحدهایی همچون ایمنی و بهداشت صنعتی جزو الزامات است و گاهاً اهمیت برخی مسوولیت ها برای همه به خوبی روشن و مفهوم نیست.
- فرایندهای تهیه و تدارک مواد اولیه و نیز فروش محصول، در واحدهایی پشتیبانی انجام می گیرد که گاهاً نیاز به سازماندهی قابل ملاحظه ای دارند.
و ...
اما امروز نظر شما را در رابطه چارت سازمانی به یک راهکار جلب می نمایم:
"انجام بخش از فعالیت های سازمان در قالب پیمان "
بهره گیری از خدمات پیمانکاران تخصصی در برخی امور مانند بازرسی فنی، نگهداری و تعمیرات، بخشهایی از تولید، حراست، خدمات و سایر امور متناسب با هر سازمان یک راهکار در کاهش حجم سازمان و نفرات آن است.
البته استفاده از پیمانکار متناسب با هر امری دارای مزایا و معایبی می باشد که نباید از چشم تصمیم گیرندگان دور بمانند، برای مثال استفاده از پیمانکار نگهداری و تعمیرات دارای مزایا و معایب زیر می باشد:
مزایا:
- امکان کنترل و نظارت بیشتر و متمرکز تر بر امور نگهداری و تعمیرات.
- امکان بیشتر برای گنجاندن و اجرا سیاستهای تشویق و تنبیه در قرارداد قرارداد و افزایش بار مسوولیتی کار.
- بهرمندی از نیروی انسانی و فعالیتهای تخصصی پیمانکار.
- بهره مندی از امکانات و تجهیزات ویژه پیمانکار بگونه ای که تهیه و تدارک آنها برای یک واحد صنعتی مقرون به صرفه نبوده ولی ابزار کار یک پیمانکار تخصصی محسوب می گردند.
معایب:
- ریسک در انتخاب پيمانکار و قابلیتها و توانمندی های آن.
- عدم انتقال و ذخیره تجربیات مستقیم نگهداری و تعمیرات بصورت درون سازمانی.
- هزینه بالاتر فعالیتها.
هوایی تازه در گلستان سعدی
● دو كس رنج بيهوده بردند و سعي بي فايده كــردند . يكـي آنـكـه انـدوخت و نخـــورد و ديـگر آنـكـه آمـوخت و نـكــرد .
علـــم چنـــــدان كــه بيشتـر خـوانـــي چـــــون عمـل در تـو نيـست نـادانـــــي
● بازرگانى را هزار دينار خسارت افتاد؛ پسر را گفت: نبايد که اين سخن با کسی درميان نهی. گفت: ایپدر، فرمان توراست، نگويم، ولکن خواهم مرا بر فايده اين مطلع گردانی، که مصلحت در نهان داشتن چيست؟ گفت: تا مصيبت دو نشود يکی نقصان مايه و ديگر شماتت همسايه.
مگوى انده خويش با دشمنان كه لا حول گويند شادى كنان
● صیادی ضعیف را ماهی ِقوی به دام اندر افتاد، طاقت حفظ آن نداشت، ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در ربود و برفت.دیگر صیادان دریغ خوردند و ملامتش کردند که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن. گفت : ای برادران، چه توان کردن ؟ مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود.
صیاد بی روزی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل بر خشک نمیرد.
|
|
POWERED BY REZA TAJVIDI |
|