تبليغاتX
مهندسي نگهداري و تعميرات - هوایی تازه در گلستان سعدی
 
مهندسي نگهداري و تعميرات Maintenance With Me
 

هوایی تازه در گلستان سعدی

● دو كس رنج بيهوده بردند و سعي بي فايده كــردند . يكـي آنـكـه انـدوخت و نخـــورد و ديـگر آنـكـه آمـوخت و نـكــرد .

علـــم چنـــــدان كــه بيشتـر خـوانـــي   چـــــون عمـل در تـو نيـست نـادانـــــي


 ● بازرگانى را هزار دينار خسارت افتاد؛  پسر را گفت: نبايد که اين سخن با کسی درميان نهی. گفت: ای‌پدر، فرمان توراست، نگويم، ولکن خواهم مرا بر فايده اين مطلع گردانی، که مصلحت در نهان داشتن چيست؟ گفت: تا مصيبت دو نشود يکی نقصان مايه و ديگر شماتت همسايه.

مگوى انده خويش با دشمنان    كه لا حول گويند شادى كنان

● صیادی ضعیف را ماهی ِقوی به دام اندر افتاد، طاقت حفظ آن نداشت، ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در ربود و برفت.دیگر صیادان دریغ خوردند و ملامتش کردند که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن. گفت : ای برادران، چه توان کردن ؟ مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود.

 صیاد بی روزی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل بر خشک نمیرد.

  نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تجويدي  | 
 
  POWERED BY REZA TAJVIDI  





Powered by WebGozar